عباس اقبال آشتيانى
165
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
فصل پنجم لشكركشى هولاگو به ايران و انقراض خلافت عباسى حكومت ايران در عهد مغول تا هولاگو . . . ( 618 - 654 ) بعد از فتح خوارزم جوجى فاتح اين بلاد حكومت اين قسمت را كه مملكت اصلى خوارزمشاهيان بود به يكى از سرداران خود جنتمور واگذاشت و اين شخص به شرحى كه ذيلا خواهيم ديد بعدها بفرمان اوگتاىقاآن به امارت خراسان و مازندران نيز برقرار گرديد . از اين تاريخ قريب سى و پنج سال وضع حكومت ايران و ادارهء آن در تحت استيلاى مغول به اين شكل بود كه خانان مغول يك نفر را مستقيما از مغولستان بعنوان حاكم جهت ادارهء اين مملكت و سردارى قشون مقيم آن مىفرستادند و اين قبيل حكام به دستيارى عمال و دبيران ايرانى بجمع ماليات و اداره امور كشورى و دفع مخالفين قيام مىكردند . در سال 626 يعنى موقعى كه پس از قوريلتاى نصب اوگتاى بمقام قاآنى جورماغون نويان مأمور ايران و دفع سلطان جلال الدّين گرديد از طرف او بجمع امرا و حكام ولايات غربى دستور داده شد كه به خدمت جورماغون داخل شوند و به او كمك لشكرى دهند جنتمور برحسب دستور باردوى جورماغون پيوست و جورماغون چون در دفع جلال الدّين و حركت به طرف آذربايجان و ارمنستان عجله داشت جنتمور را بتأمين خراسان و دفع سركشان آن حدود گذاشت و از جانب هريك از سران و شاهزادگان مغول نيز يك نفر امير به خدمت او منصوب كرد كه از آن جمله بودند كلبلات از طرف اوگتاىقاآن - و نوسال از جانب باتو . در اين تاريخ دو نفر از سران سپاهى سلطان جلال الدين يكى بنام قراچه ديگرى باسم يغان سنقور در حدود نيشابور به تاختوتاز پرداخته و به اين اسم كه سلطان جلال الدين فاتح است و عنقريب مغول را از ايران خارج خواهد ساخت مردم آن حوالى را بر حكام و شحنههاى مغولى شوراندند و اكثر ايشان را كه از طرف جرماغون بودند كشتند . بعد از رسيدن خبر انقلاب خراسان به اوگتاىقاآن دستور رسيد كه طاير بهادر فرمانده يك قسمت از اردوى مقيم بادغيس بدفع قراچه عازم شود و قراچه در اين